على ربانى گلپايگانى

275

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

2 - به اعتراف خود حكماء ، دسترسى به ماهيت و كنه ذات موجودات ، كارى دشوار و بلكه غير ممكن است و به همين جهت در باب تعاريف گفته‌اند : « تعريفها غالبا تعريفهاى رسمى است كه از عوارض خاص تشكيل مىشود نه حدّى كه جنس و فصل و ماهيت معرّف ( به فتح راء ) را بيان كند » . در اين صورت چگونه مىتوان گفت صورتهاى علمى با معلوم‌هاى خارجى از نظر ماهيت اتحاد دارند ، در صورتى اين سخن درست است كه ذهن به ماهيت اشياء راه يافته باشد . 3 - هريك از ما به افراد مختلف يك نوع مثلا انسان ، علم دارد و از هريك از آنها صورت خاصى در ذهن او موجود است ، صورتى از پدر ، صورتى از مادر ، برادر ، خواهر ، فرزند ، دوست ، همسايه ، همكار و . . . شكى نيست كه همهء آنها از نظر ماهيت يكسان و متحدند ، و حال آنكه صورت ذهنى كه به ازاء هريك از آنها است ، نه بر صورتهاى ذهنى ديگر منطبق است و نه بر افراد خارجى ديگر . اكنون بايد ديد ملاك اين امتياز چيست ؟ ملاك اين امتياز را نمىتوان ماهيت دانست ، زيرا افراد يك نوع از نظر ماهيت متحد و مشتركند . بلكه بايد گفت : ملاك اين امتياز عوارض خاص هريك از اين معلومات خارجى است ، كه صورت آن در ذهن نمودار گرديده است ، بزرگى و كوچكى ، رنگ پوست يا مو و در يك كلام صفات خاص جسمى يا روحى ، همان گونه كه ملاك امتياز در وجود خارجى بشمار مىروند ، ملاك امتياز در صورتهاى ذهنى نيز مىباشند . 4 - بنابراين نبايد ملاك مطابقت وجود ذهنى و خارجى را تنها ماهيت دانست « 1 » و نه‌تنها اعراض و خصوصيات . بلكه اگر علم و ادراك ، كلى و عقلى است ،

--> ( 1 ) دليلى كه قبلا از صدر المتألهين نقل كرديم و آن را بهترين دليل قلمداد نموديم . در رابطه با ادراكات عقلى و كلى صحيح است ولى در مورد ادراكات جزئى كافى نيست ، زيرا تمايز اين ادراكات را با يكديگر و تمايز آنها را با ذوات صور ( افراد خارجى غير از آنچه متعلق علم قرار گرفته است ) از طريق مطابقت صورت علمى با معلوم خارجى از نظر ماهيت ، توجيه كرد ؛ زيرا فرض اين است كه همهء اين صورتها و همه ذوات صور ، يك ماهيت دارند ؛ به خاطر اينكه همگى افراد يك نوعند . پس -